هوش هیجانی

هوش هیجانی
تعریف هوش :
مجموعه استعدادهایی که با آن ها شناخت پیدا می کنیم شناخت ها را به یاد می سپاریم و عناصر تشکیل دهنده فرهنگ رابه کار میبریم  تا مسائل روزانه را حل کنیم تامسائل روزانه راحل کنیم به طوریکه با محیط ثابت و محیط در حال تغییر سازگار شوند 
تعریف هوش هیجانی
به بیان بسیار ساده، هوش هیجانی استعداد و توانایی بالقوه ی شماست برای این که :‏
بدانید خودتان و دیگران چه احساسی دارند.
اهمیت و ارزش این گونه احساسات را درک کنید.
بتوانید این احساسات را عاقلانه درتفکرات و تصمیم گیری های خود به کارگیرید.‏
انها را به راحتی وموثر بیان کنید.
احساسات خود و دیگران را به طورموثرمدیریت کنید، طوری که به کار، روابط و زندگی شما ‏کمک کنند تا این که مانع ایجاد کنند.‏
قابليت فردي هوش هيجاني.
 
-1 آگاهي هيجاني: شناخت/ درك هيجانات خود و آثار آن.
-2 خودارزيابي صحيح : شناخت/ درك نقاط قوت، ضعف ومحدوديتهاي خود.
-3 خودباوري: احساس لياقت، ارزشمندي و توانمندي.
               
           خودآگاهي
-1 خود كنترلي : جلوگيري از بروز اختلالات هيجاني و تكانشهاي موجود.
-2 وظيفه شناسي: پذيرش مسئوليت در قبال عملكرد فردي.
-3 قابل اعتماد بودن: حفظ معيارهاي صداقت و درستكاري.
-4 انطباق پذيري: انعطاف در پذيرش تغيير و كنترل آن.
-5 نوآوري: سازگاري در مواجه با ايده ها، راهكارها واطلاعات جديدو بكر
خودگرداني
-1 رشد گرايي: تلاش براي بهبود يا رسيدن به معيارهاي برتر.
-2 تعهد: همسويي با اهداف گروه يا سازمان.
-3 ابتكار: آمادگي استفاده از فرصتها.
4-خوش بيني : جديت در رسيدن به اهداف به جاي ديدن موانع وعوامل بازدارنده.
انگيزش
  1. هوش هيجاني يعني استفاده از هوش در عرصه هيجان
  2. هوش هيجاني يعني درك و كنترل احساسات و هيجانات خود كه همان خويشتنداري و مهار نفس است و درك نياز، احساس و هيجانات ديگران كه همان همدلي و شفقت است.
  3. بدون درك نياز و احساس ديگران نمي‌توان به آنها توجه و از آنها مراقبت كرد.
  4. در هنگام خشم، خون به سمت دست‌ها جريان مي‌يابد و از اين طريق، گرفتن سلاح يا حمله به دشمن را آسان‌تر مي‌سازد.
  5. در هنگام ترس، خون به سمت عضلات اسكلتي بزرگ مثل پا جريان مي‌يابد و گريختن را آسان‌تر مي‌كند.
  6. در هنگام شادي، بخشي از مغز فعال مي‌شود كه احساسات مولد افكار نگران كننده را فرو مي‌نشاند و موجب افزايش انرژي مي‌شود.
  7. در هنگام تعجب ابروها را بالا مي‌كشيم، نور بيشتري به شبكيه چشم مي‌رسد تا بتوانيم اطلاعات بيشتري بدست آوريم و تصميم بهتري بگيريم.
  8.  
مصاديق رفتاري هوش هيجاني:
  1. حفظ انگيزه‌هاي شخصي
  2. پايداري در مقابل ناملايمات
  3. كنترل در مقابل تكانش‌ها
  4. به تعويق انداختن كامروائي براي نيل به هدف
  5. تنظيم حالات روحي
  6. جلوگيري از مخدوش شدن قدرت تفكر در اثر پريشاني خاطر
  7. داشتن انطباق عاطفي بيشتر
  8. قادر براي درك نشانه‌هاي غيركلامي ارتباطات
  9. آداب داني و اثر بخشي ابراز احساسات
  10. اميدوار بودن
  11. همدلي با ديگران
  12. برخوردهاي اثر بخش با ديگران
  13. جلب وحفظ اعتماد ديگران
  14. رهبري (داشتن پيرو)
  15. خود آگاهي و خود ارزيابي دقيق
  16. غلبه بر اضطراب‌ها، افسردگي‌ها و بي‌حوصلگي‌هاي متداول
  17. محبوبيت و مقبوليت
  18. كنترل خشم از طريق كسب اطلاعات فرو نشاننده خشم
  19. موفقيت در زمينه‌هائي كه در آنها «مهارت مردمي» اهميت دارد (مثل مديريت، فروش، ديپلماسي و ...)
  20. انتخاب‌هاي درست (انتخاب دوست، همسر، شغل، سازمان و ...)
  21. تصميم‌گيري‌هاي سنجيده
  22. توانائي حل تعارض‌ها
  23. حفظ دوستان
  24. توانائي برانگيختن و متقاعد كردن ديگران

ويژگي افراد با هوش هيجاني بالا
  • احساسات خود را به خوبي مي شناسند .
  •  احساسات خود را به خوبي هدايت مي كنند .
  •  احساسات ديگران را نيز درك مي كنند .
  •  با احساسات ديگران به طور مؤثر برخورد مي كنند .
  •  در هرحيطه اي از زندگي ممتازند ، خواه روابط عاطفي وخواه شغلي .
  •  
ويژگي افراد باهوش هيجاني پائين
  • برزندگي عاطفي خود تسلط ندارند .
  • درگير كشمكش هاي دروني هستند .
  • دركار وزندگي عملكرد ضعيفي دارند .
  • قادر به درك خوب احساسات خود نيستند .
  • قادر به درك احساسات ديگران نيستند .
  • بااحساسات ديگران به طور مؤثر برخورد نمي كنند
تاثیرات روانی هوش هیجانی
  • هوش هیجانی بر سلامت حافظه و نیروی عقل، ادراک، معنابخشی تجربه ها، داوری صحیح، تصمیم گیری مناسب و رشد روانی- اجتماعی فرد تأثیر چشمگیری می گذارد و افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی اند قدرت بیشتری برای سازگاری با مسائل جدید روزانه دارند. همچنین هوش هیجانی بالا با برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر و با توان بودن، هماهنگ کردن احساسات مختلف، شناسایی آنها و تأثیر آنها بر مغز و رفتار، همبستگی دارد.
نتیجه
  •  هدف از تقویت هوش هیجانی (عاطفی)، آگاهی از احساسات و تربیت آن ها برای غلبه بر موانع زندگی است.
  • اولین قدم برای افزایش هوش هیجانی (عاطفی)، خودآگاهی است. خودآگاهی یعنی شما چه احساسی دارید و چرا دچار آن احساس شده اید. اگرچه ممکن است این کار در بدو امر برای بعضی از افراد مشکل باشد، اما زمانی که فرد شروع به درک خود می کند، می تواند دیگر مهارت های احساسی اش را نیز توسعه دهد و در نهایت به هوش عاطفی بالایی دست یابد.